متنی که در زیر می آید را زیبا صادق زاده نوشته است. زیبا همسر پیمان یا همان امیررضا عارفی بود که دو ماه پیش از انتخاباتِ ۸۸ زندانی شد و بعد به مسجد سلیمان تبعیدش کردند. او را پیش از انتخابات بازداشت کردند ولی در دادگاه نمایشی انتخابات که از صدا و سیما هم پخش شد محاکمه اش کرده بودند و مثل خیلی های دیگر اتهاماتی که هیچ گاه فرصت دفاع آزاد از خودش نیافت.
امروز همسر و مادرش در راه ملاقات با او در جاده دچار سانحه شدند و جان شان را از دست دادند. زیبا را خیلی ها می شناسند و بعد از مرگ او همه کسانی که می شناختند به اینباکس های فیسبوک شان مراجعه کردند تا آخرین نوشته های شان با زیبا را مرور کنند. در اینباکس ها و پیام ها او تنها و تنها یک دغدغه داشت:
کمک کنید به همسرم مرخصی بدهند. مریض است، دندان درد دارد، مرخصی درمانی می خواهیم. فقط همین.
زیبا نتوانست برای همسرش مرخصی بگیرد و امروز آخرین قول را هم لابد در اتاق ملاقات به همسرش داد که باز تلاش می کند تا برای آزادی و مرخصی اش کاری بکند، ولی در میانه ی راه، تصادف، کار و امیدش را تمام کرد. و حالا کسی باید خبرِ مرگ همسر و مادر پیمان را برای او در زندان ببرد. داستان عشق زیبا و پیمان را همه دوستانش می دانند.
حالا این نوشته کوتاه زیبا صادق زاده را بخوانید آقای روحانی. آنها که زندانی دارند ولی به روزنه های کوچک امید دل بسته اند و برای یک ساعت مرخصی گاهی هیچ روزنه و رسانه ای در داخل ایران ندارند. اگر کمیته ای ویژه برای شنیدن صدای خانواده زندانیان و قربانیان تشکیل شود از نزدیک خواهید دید که بسیاری از همین خانواده ها که هیچ سهمی در رسانه های خانه خودمان ندارند، دل و جان شان برای ایران می تپد. همسر پیمان در فیسبوکش نوشت:
«اولین شوق حضورم در انتخابات ، به سال 88 بر میگرده که متأسفانه به دلیل بازداشتم این امر محقق نشد و حالا بعد از گذشت 4 سال جوش و خروش های بسیار ، امسال رأی دادم که خوشبختانه منتخب ام هم رئیس جمهور شد.»
می دانم خیلی از ما مردم به صف می شویم که بگوییم بحث زندانیان هیچ ربطی به آقای روحانی ندارد و در حیطه وظایف قوه قضاییه است....شما مجری قانون اساسی هستید و من فقط خواستم متنی که پر از امید در صفحه فیسبوک خانواده یک زندانی نوشته شده را به گوش تان برسانم. چون می دانم حالا که این خانواده مردند و تمام شدند، شاید صدای شان بیشتر شنیده شود....
مسیح علینژاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر