۱۳۹۱ دی ۱۷, یکشنبه

سازمان مخوف مافیایی تحت عنوان جمهوری اسلامی


از اسلام راستین در حکومت به ظاهر "اسلامی" ایران هیچ اثری باقی نمانده 

و امروز در ایران، آن که قدرت را به دست دارد، نه یک مسلمان پاک و درست
کار، بلکه یک عنصر مافیایی است که می داند این رژیم بالاخره فرو خواهد
ریخت و بنابراین، شتابزده، هر چه می تواند می دزدد، غارت می کند و به
یغما می برد و برای آن که بتواند، دروغ هم می گوید، فتنه می کند، ستم روا
می دارد، گلو می برد، زبان از حلق درمی آورد، دهان می بندد، شکنجه می کند
و حتی می کشد.
آن ها می گویند: اسلام از هر چیز عزیزتر است و برای پاسداری از اسلام می
توان به هر جنایتی دست زد و از هیچ نامسلمانی هراس نداشت.
ولی در واقع، اسلام آنان جیبشان است، مالشان است، ثروت و نفوذ شان است و
این که در قدرت باقی بمانند تا بتوانند به دزدی و زورگیری و غارت و ستم
ادامه دهند.
اسلام برای آنان یک وسیله است و بس!
نگاهی به رویدادهای کنونی حکومت اسلامی ایران بیاندازید، نه تنها متوجه
می شوید که از اسلام راستین، دین حضرت محمد رسول الله، هیچ اثری نمانده،
بلکه فرمانروایان کنونی ایران همانند یک نهاد مافیایی هستند که از یک سو
هوای یکدیگر را می پایند تا بهتر و راحت تر بتوانند دزدی کنند  و هم
زمان، با یکدیگر در حال رقابت و ستیز هستند که چرا این یک، بیشتر می دزد
و کمتر برای غارت من باقی می گذارد.
نگاه به رویدادهای یک روز ایران، برای بیننده ای که کنار گود نشسته، این
تصور را ایجاد می کند که اینان جز دزد سر گردنه، کس دیگری نیستند.
آخوند نقویان، وزیر نفت رستم قاسمی رامتهم می سازد که فساد در نهاد تحت
تسلط او به اوج رسیده و برای اثبات آن از یک رشوه یک میلیارد و 200
میلیون تومانی پرده بر می دارد. نقویان می گوید که وقتی کپی چک را برای
مصطفی پورمحمدی رییس سازمان بازرسی کل کشور می برد و نشان می دهد،
پورمحمدی می گوید: «این که چیزی نیست، در ایران دزدی های کلان تری رخ می
دهد».
پورمحمدی راست می گوید: یک مورد اختلاس سه هزار میلیارد تومانی از
اعتبارات بانکی وجود دارد. پس، یک میلیارد و 200 میلیون تومان به گرد پای
آن مبلغ هم نمی رسد.
فردی به نام محمود احمدی نژاد، که اکنون نزدیک به هشت سال است درایران
ریاست می کند، حالا که آفتاب قدرتش به لب بام رسیده و در حال افول است،
زبان به افشاگری می گشاید و می گوید: 60 درصد از ثروت و پول ایران را یک
گروه 300 – 400 نفری در دست خود قبضه کرده اند که بر اکثر رسانه های
همگانی نیز تسلط دارند.
روزگاری از "هزار فامیل" سخن می گفتند. حالا احمدی نژاد از "پیشرفت"
حکومت اسلامی ایران در دزدی و غارت مژده می دهد و می گوید "نه هزار
فامیل، بلکه 300 تا 400 نفر".
پس، این که از افراطی ترین رژیم های کاپیتالیستی دنیا هم بدتر است!
تازه اسمش را می گذارند "حکومت اسلامی ایران"؟
یادشان رفت که که با شعار حمایت از مستضعفین قدرت را در ایران به دست
گرفتند و وعده دادند که درآمد نفت و دیگر ثروت های سرزمین غنی ایران را
بر سر سفره مردم بیآورند؟
حالا خود احمدی نژاد، یعنی همان کسی که سپاه پاسداران توصیه او را رد کرد
وعلی خامنه ای حکم انتصاب او به ریاست جمهوری را رقم زد، می آید و خود
بدون شرم و حجب و حیا می گوید: «بله، بخش اعظم ثروت ایران، از معادن و
املاک و صنایع و اموال در دست سپاه پاسداران قبضه شده که باید بخشی از آن
را به ملت ایران باز گرداند».آیا این یک نظام مافیایی نیست؟
از مافیا نیز بدتر است.
هیچ گروه مافیایی، در هیچ نقطه جهان، این همه ثروت و مکنت در اختیار
ندارد، که سپاه پاسداران!
سپاه پاسداران هم مرتباً اعلام می کند که رسالت اصلی آن حفظ نظام است.
راست می گوید!
حفظ نظام، به خاطر آن که همچنان بتوانند بدزدند و غارت کنند و به بانک
های خارجی بفرستند و ویلا بخرند و اتومبیل لوکس سوار شوند و پادشاهی
بکنند.
مرغی را که تخم طلایی می گذارد که نمی کشند بلکه بیشترین محافظت را ازآن می کنند که زنده بماند و همچنان تخم طلا بگذارد.

احمدی نژاد، در این لحظه های آخر و پیش از خداحافظی، فاش می سازد که سپاه

پاسداران، نه فقط بر عمده ترین بخش بودجه نظامی ایران مسلط است، نه تنها
بنادر خصوصی برای قاچاق دارد، نه فقط پروژه های چند میلیاردی را در
انحصار خود گرفته، نه تنها بر فرودگاه بین المللی ایران مسلط است تا هرچه
را که بخواهد وارد یا صادر بکند، بلکه بانک خصوصی نیز دارد، تا بهتر
بتواند دزدیده ها را پنهان کند و دلارهای نفتی و غیر نفتی را به بانک های
خارجی منتقل سازد.
از خود احمدی نژاد باید پرسید (و غلامحسین محسنی اژه ای نیز این پرسش را
مطرح کرده) که خود احمدی نژاد کجا بوده که این همه کارهای خلاف انجام شده
است؟
و باز احمدی نژاد زبان به افشاگری می گشاید و می گوید: یک گروه کوچک در
میان قشر حاکمه ایران، هر چه توانسته از بانک وام گرفته و بر ثروت خود
افزوده و حاضر به بازگرداندن بدهکاری ها نیست.
آیا این یک نوع دزدی در روز روشن نیست؟
محسنی اژه ای فاش می سازد که بدهی های معوقه این گروه به بانک ها بر 9
هزار میلیارد تومان بالغ می شود وهیچیک از بدهکاران خیال بازپرداخت آن را
ندارد.
این بدتر از مافیا نیست؟ این قانون جنگل نیست؟
هر که قدرت دارد می دزد و چپاول می کند و می خورد  و تازه حاضر نیست به
کسی حساب پس بدهد.
این است حکومت اسلامی ایران در وضع امروزی آن و با شعار "حمایت از
مستضعفین" و "پول نفت بر سر سفرۀ مردم"!
از یک سو خودشان اعتراف می کنند که افرادی در داخل رژیم میلیاردها تومان
دزدیده اند، و در همان حال با افتخار اعلام می کنند که دو تن را به ادعای
"زورگیری" به اعدام محکوم کرده اند!
"زورگیر" واژه جدید حکومت اسلامی ایران در وصف کسی که مردم را تلکه می
کند و آن ها را تیغ می زند
یک "زورگیر" را اعدام می کنند، ولی آن دزد چند صد میلیارد تومانی در کمال
امن و امنیت به سر می برد و حتی نام او علنی نمی شود!
چرا علنی شود؟ مگر به کسی بدهکار است؟.
افتخار می کنند که آمدنشان باعث اعتلای نام اسلام، دین مبین حضرت رسول
اکرم شده است!
چه دروغی از این بالاتر؟ اسلام را جعل و تحریف کردند
اسلام را مسخ کردند و باعث شرم مسلمانان و مردم ایران شدند.
خودشان می گویند که اکنون در سراسر جهان سه هزار نفر ایرانی به جرم خرید
و فروش مواد مخدر در زندان هستند.
انقلاب اسلامی را نتوانستند صادر کنند، پس قاچاقچی مواد مخدر صادر می
کنند.
خودشان می گویند که یک محموله دو تنی مواد مخدر را به مقصد اروپا در خاک
ایران شناسایی کرده اند.
گروهی از مردم میهن عزیز ایران را برای آن که بتوانند زنده بمانند و شکم
فرزندان خود را سیر کنند، به قاچاقچی مواد مخدر، تن فروش، زورگیر و تقلب
کار مبدل ساخته اند (گر چه اکثریت بزرگ ایرانیان شرافت ملی خود را
همچنان حفظ کرده و می کنند. ایرانی به فرهنگ ملی و ارزش های اجدادی خود
خیانت نخواهد کرد).
ادعا می کنند که پروردگار بخشی از اختیارات خود در کره زمین را به علی
خامنه ای تفویض کرده است! آیا این کفر گویی و خیانت به اسلام نیست؟
ولی خوب احساس می شود که خودشان نسبت به آینده نگرانند.
آن ها نگرانند که این غارت و چپاول، این دزدی و اختلاس، این دروغگویی و
مردم فریبی دوام نیآورد و طوفان خشم مردم آنان را درو کند.
از این روز آخوند احمد خاتمی و آخوند علم الهدی و آخوندهای دیگر مرتباً
هشدار می دهند که فتنه دیگری در کار است و رژیم باید مواظب باشد.
راست می گویند: چگونه ممکن است که در سوریه آشوب ادامه دارد، در مصر رژیم
تغییر کرده، در تونس اوضاع دگرگون شده، در لیبی معمر قذافی را با آن وضع
فجیع کشتند و در یمن دیکتاتوری را برکنار کردند ولی در ایران آن حکومت
دزد، زورگو، زیاده طلب، فتنه گر، ستم کار و مافیائی همچنان قدرت را به
دست دارد و هنوز آب از آب تکان نخورده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر